آن روزها که با تو بودن برایم آرزو بود، کجایی سهراب؟؟ آب را گل کردند ، چشم ها را بستند و چه با دل کردند. وای سهراب کجایی آخر؟ زخم بر دل عاشقان کردند، خون به چشمان شقایق کردند...تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند همه جا سایه ی دیوار زدند...وای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالیست، دل خوش سیری چند؟؟ صبر کن سهراب قایقت جا دارد؟؟؟؟؟؟ همیشه نمی توان زد به بی خیالی و گفت : تنها آمَده اَم ؛ تنها می روم .... یک وقت هایی ،شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای .... کَم می آوری .......... دل وا مانده اَم یک نَفَر را می خواهد...... همیشه نمی توان زد به بی خیالی و گفت : تنها آمَده اَم ؛ تنها می روم .... یک وقت هایی ،شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای .... کَم می آوری .......... دل وا مانده اَم یک نَفَر را می خواهد...... اینجا زمین است... و ساعت ها به وقت انسانیت خواب... دل عجب موجود سخت جانیست... هزار بار تنگ میشود... میشکند...! میسوزد...! میمیرد...! اما باز هم میتپد...!!! خوش نشین بر لب آبی که روان میگزرد/ تا که احساس کنی عمر چنان میگذرد/ از صدای گذر آب چنان میفهمی/ تندتر از آب روان عمر گران میگذرد/ زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیس! آنقدر سیر بخند تا که ندانی غم چیست...!!!
تمام شد !
امروز با تو بودن،
یا نبودن فرقی ندارد...
سیگار باشد و خیابان ...
من میروم تا دود کنم هستی ام را ....!!
Design By : nightSelect.com |